السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
139
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
نظر بگيريم كه : حسن صاحب عدل است و يا حسن عادل است . حمل به بتّى ( قطعى ) و غير بتّى هم تقسيم مىشود : بتّى آن است كه موضوع قضيه ، افراد محقق در خارج باشند و عنوان موضوع بر چنين افرادى صدق كند مثل : انسان خندان است و يا انگشتان نويسنده حركت دارد . ( كه موضوع اين دو قضيه افراد موجود خارجى مىباشد ) . غير بتّى آن است كه موضوع قضيه افراد مقدر و غير محقق باشد مثل معدوم محض مورد خبر قرار نمىگيرد ، و يا اجتماع نقيضين محال است . كه معدوم محض ، فردى در خارج ندارد و اجتماع نقيضين نيز همين طور موردى ندارد . موضوع اين گونه قضايا هيچ گونه تحققى ندارد و فقط افراد فرضى موضوعشان را تشكيل مىدهند . يكى ديگر از تقسيمهاى حمل ، تقسيم به بسيط و مركب است كه هليّت بسيطه و هليّت مركبه ناميده مىشوند . هليّت بسيط قضيهاى است كه محمولش وجود موضوع باشد مثل انسان موجود است و هليّت مركبه آن است كه محمولش يكى از آثار وجود موضوع باشد مثل « انسان خندان است » . با اين بيان ضمناً پاسخ اشكالى كه بر قاعدهء فرعيت ( ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له / ثبوت چيزى براى يك شىء ، فرع ثبوت آن شىء است ) ايراد كردهاند ، نيز روشن شد . اشكال اين است كه ثبوت وجود براى انسان مثلًا در قضيهء « انسان موجود است » بنابراين قاعده ، بايد فرع ثبوت قبلى انسان باشد ، پس بايد انسان پيش از ثبوت وجودش ، يك وجود ديگرى داشته باشد ، آن وجود ديگر هم وقتى بخواهد ثبوت و وجود انسان حساب شود بايد پيش از آن موضوعش با يك وجود ديگرى ثابت باشد و همين طور با هر وجودى كه بخواهد موضوع ثابت شود بايد پيش از آن وجودى ديگر باشد و اين تسلسل باطل خواهد بود . پاسخ اين اشكال همان است كه از توضيح هليّت بسيطه روشن شد . هليّت بسيطه كه ثبوت چيزى براى يك شىء ديگر نيست تا فرع وجود آن شىء ديگر باشد . هليّت